الگوهای ذهنی

شاید بگم 99 درصد ناراحتی هام از الگوهای ذهنی هستش. الگوهای ذهنی نه تنها خودشون باعث ناراحتی هستن بلکه باعث میشن بعدش هم طبق همون الگوها رفتار کنم و تشدید بشه این ناراحتی.

1- یکی از این الگوها، طرز فکرم نسبت به ارتباطات هستش، حساسیت و احساس حسودی و عدم توجه که باعث میشه احساس کنم دوست داشتنی نیستم. وقتی بعد از کلاس با بچه ها دور هم حرف میزنیم اگه ببینیم دو نفر خیلی دارن با هم میگن و میخندن و من کم حرف میزنم حس بدی بهم دست میده. حس می کنم منم که جذاب نیستم و دوست داشتنی نیستم برای همین حرف نمی زنم و کسی هم باهام حرف نمیزنه، یعنی مدام این توی ذهنم میچرخه که تو بدرد نخوری، بقیه دوستت ندارن، تو بی ارزشی، تو دوست داشتنی نیستی. حالا در حالیکه من می تونم بگم که الف و س خیلی کاراکتر های شبیهی به هم دارن و با هم مچ میشن، شوخی می کنن کل کل می کنن، منم استفاده می کنم هستیم دور هم، میخندم و لذت میبرم از بودن خودم اگه دوست داشتم حرف میزنم، دوست نداشتم سکوت می کنم یا اصلا اگه خواسته باشم میرم. همین دیگه. چرا من شخصی کنم مسائل و به خودم ربط بدم. الان هم دوست داره، اصلا فکر کن که س، الف دوست داره این چرا به من حس بدی بده، نه نشون دهنده بد بودن من هستش نه نشون دهنده بد بودن اون و اینکه اون بخواد منو دور بزنه و این حرفا، ایشالا که پای هم پیر بشن. من احساس خطر می کنم گاهی و خودخوری می کنم از اینکه اونا دارن چخ چخ می کنن. همش از الگوی محرومییت عاطفی هستش و الگوی عدم اعتماد که حس می کنم دیگران نسبت به من قصد و غرض دارن و میخوان منو اذیت کنن. 

2. الگوهای ناتوانی و عدم موفقیت، یا بهتر یگم همون الگوی نقص که باعث میشه به خودم بگم من نمی تونم فلان کار انجام بدم، من موفق نمیشم، من میرم و شکست می خورم.

چنانچه مطلبی مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران مشاهده کردید با اطلاع دادن ، ما را در امر حذف آن یاری نمایید


X
چنانچه مطلبی مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران مشاهده کردید با اطلاع دادن ، ما را در امر حذف آن یاری نمایید